الان سه روزه که علی ۸ ماهش تموم شده. کم کم داره سعی میکنه چهار دست و پا بشه. از این طرف میز . صندلیهای ناهار خوری میره زیر و از اون طرف میاد بیرون. همچنان از حمام میترسه. میچسبه به من تا بریم بیرون. کته هم به غذاش اضافه کردم. آبگوشت ماهیچه ساده، سوپ محتوی ماهیچه و هویج، سیب زمینی و گوجه، رشته، برنج، سبزی و …. البته همه این سبزیجات رو گاهی بصورت پوره هم میدم بهش. الان چند روزیه که مادربزرگ . بابابزرگش از مشهد اومدن. خیلی بیشتر از قبل رفتن ما را به بیرون خونه احساس میکنه و اگه وقتی بیرون میریم بیدار باشه میخواد همراه ما بیاد. حتی اگه نبریمش به گریه میافته. عصر هم که برمیگردیم دیگه به ما چسبیده و مراقبه که جایی نریم. خیلی بابایی شده و از بغل باباش پایین نمیاد. دیشب برای خوابیدن کلی اذیت کرد و در نهایت تو بغل باباش خواب رفت. الان هم تو خواب شیرینه. راستی یادم رفت بگم که پریروز که از خواب بیدار شده بود از نبود ما استفاده فرموده و از تخت به پایین شیرجه زدند آقا. خدا رو شکر چیزیش نشد.
نوشته شده در ساعت ۹:۲۶ ب.ظ | ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
بیشتر مواظبش باش پسرمو…………………
نوشته شده در ساعت ۷:۰۳ ب.ظ | ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹
آخی. چقده دلم براش تنگ شده. بچلونش از طرف من.