علی و راه رفتن ….

نوشته شده بوسیله : solale در ساعت ۱۱:۵۴ ق.ظ | تاریخ : ۹ خرداد ۱۳۸۹

بعد از دو ماهی که علی آقا سعی میکنند با سینه خیز رفتن به آمال وآرزوهاشون دست پیدا کنند الان دیگه می‌تونه از پله ها بدون نیاز به کمک بالا بره ولی ما ترجیح می‌دیم همچنان نامحسوس هواش رو داشته باشیم. از دیروز هم چهار دست و پا میکنه. اما وقتی بحث سرعت در میون باشه همون سینه خیز ترجیح داره. سینه خیزهای علی کامله. انگار یه دوره سربازی رفته باشه. هرکی علی رو در حال سینه خیز می‌بینه ،  از سینه خیز رفتنش خوشش میاد. اسباب بازی‌ها رو دوست داره. وقتی مامان و بابا نیستن خودش رو با اسباب بازیها سرگرم می‌کنه. الان دیگه غان غان هم یاد گرفته و موبایل و ماشین رو رو زمین هل میده. وقتی مامان و بابا از سرکار میان به سرعت میاد و خودش رو تو بغل ما جا میکنه. بعد هم با انگشت اشاره اشاره میکنه و بقیه انگشتها رو به حالت مشت در میاره و هی دستش رو تکون میده. اگه بتونم ازش در این حالت عکس بگیرم عکسش رو میگذارم. دنبال توپ رفتن و شوت کردن رو هم خیلی دوست داره. راستی علی ما غلغلکیه!

پسر گلم هروقت به تو نگاه میکنم رحمت و لطف بیکران الهی را می‌بینم. تو فرشته کوچولوی زندگی ما شدی و شادی و شعف را با خود برای ما به ارمغان آوردی. نمی‌توانم بیان کنم میزان شادیم را وقتی که در چشمان زیبایت می‌نگرم و شوق وشعف کودکانه را در آن میبینم. چشمانت دنیایی بیکران از نعمت‌های الهی را در بر دارد. برایت دنیا و آخرتی نیکو آرزومندم.



تحت دسته : روزانه .:. روند رشد
نظرات (۴)

نظرات این پست را از طریق RSS دنبال کنید!

۴ نظر برای ”علی و راه رفتن ….“

  1. آراسپ کاظمیان گفته:
    نوشته شده در ساعت ۵:۳۹ ب.ظ | ۹ خرداد ۱۳۸۹

    خوب داره خوشگل میشه پسرتون !

    استایل انگشتش جلبه پایینش چاقه بالاش نازک. مثل کله قند

  2. فاطمه گفته:
    نوشته شده در ساعت ۸:۵۷ ق.ظ | ۱۰ خرداد ۱۳۸۹

    بزرگ میشوی و جان میگیری در پناه محبت بی‌پایان‌شان!

    بزرگ میشوی و قد راست میکنی در سایه نگرانی‌هایشان، در پس زحماتشان!

    بزرگ میشوی و می‌ایستی و یاد میگیری ایستادگی را از قامت خمیده‌شان!

    بزرگ میشوی و بزرگ میشوی و مینوشی از حیات و جوانی‌شان!

    بزرگ میشوی و بزرگیت را در چشمان چروکیده‌اش میبینی!

    و آرزو میکنند “بزرگ باش، به حرمت نام بزرگمردی که نامش بر تو نهادند”

  3. تازه‌وارد گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۱۸ ق.ظ | ۱۱ خرداد ۱۳۸۹

    ماشاءالله به گل پسرم

  4. مهمان گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۳۶ ب.ظ | ۶ بهمن ۱۳۸۹

    واااااااااااااااااااااااای خدا !
    ماشالله.عجب پسر خشگل و با نمکیه.

    واقعاً که بعضی آدما چه بی ذوق اما دقیق هستن!
    صورت به این خشگلی و توپولی رو ول کردن گیر دادن به اون انگشتای کوچولوی نازش، بعدم تشبیهش می کنن به کله قند!!( از حق نگذریم، تشبیه بانمکی بود)

درج یک نظر