اولین دندون علی بالاخره نوک زد و با گامهای کوچولوش همراه شد. دو روزیه که علی دلش میخواد راه بره. قبلا این اشتیاق رو نداشت ولی الان شوق خاصی برای ایستادن و راه رفتن داره و اگر کمی بیشتر تمرین کنه و اعتماد به نفس داشته باشه تا چند وقت دیگه بدون کمک راه میره. دلبندم گامهایت در مسیر حق استوار باد.
نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۵ ب.ظ | ۲۳ مرداد ۱۳۸۹
حالا هی برو مامانتو گازگازی کن….. ههههه
نوشته شده در ساعت ۱۲:۱۲ ب.ظ | ۲۴ مرداد ۱۳۸۹
گاز گازی میکرده الانم میکنه هوووو
نوشته شده در ساعت ۳:۱۵ ب.ظ | ۳۱ مرداد ۱۳۸۹
علی جون راه رفتن یاد گرفتی بیا خونه ی ما،مامانت فک نکنم حالا حالا ها به ما افتخار بده!!