سلام
تولدم نزدیکه.
اگه خواستین کادو بدین من این چیزها رو دوست دارم، نمی خواد خیلی فکر کنید از بین همین ها می تونید انتخاب کنید.
اتوبوس
لودر
بیل مکانیکی
جرثقیل
عموفردوس
ماشین پلیس
پازل
ابزار مکانیکی
وسایل آقا دکتر
فعلا همین ها رو یادم میاد.
منتظر دعوتم باشید.
علی دوساله
بالاخره من ده ماهه شدم اما مامان وقت نکرد زودی وبلاگم رو آپ کنه. الان که ۱۰ روزه ده ماهه شدم مامان وقت یافته و وبم رو به روز میکنه. از دست این مامانای کارمند. اخه هی آدم و میزارن و میرن. تا میام به خودم بجنبم میبینم نیست مامانی. بعدش هم میگن چرا نق و نوق میکنی… چرا به ما میچسبی… خوب میچسبم که در نرین دیگه. اهه
راستی دیگه پله ها رو خودم بالا و پایین میرم. دستم رو میگیرم به لبه مبل و میز و راه میرم. دد، بب، آغا، کیه، دتی … از کلمات جدید منه که گاه گاهی میگم. دکی بازی رو خیلی دوست دارم ولای پرده ها وول خوردن و دکی کردن. عاشق بچه ها و بازی با اونها هستم. دنبالشون چهار دست و پا میدوم و ذوق میکنم.
دیگه مامانم خسته هست و باید بره لالا. بقیهاش باشه بعدا
همینه دیگه. وقتی مامان آدم کارمند بشه، اینطوری میشه که من کوچولو باید دو روز بی مامان باشم. هرچند مامان به فکرم هست و منو پیش مامانی میذاره. به خاله هم گفته بهم شیر بده تا یادم نره شیر خوردن، تازه برام یه کم از شیر خودمم گذاشته. تازشم خدا پدر این شیرخشکا رو بیامرزه که کار مامان آدمو میکنه! حالا بذار مامان بره و برگرده، من باهاش قهر میکنم که دیگه منو تنها نذاره.